تبليغاتX
روانشناسی























روانشناسی

روانشناختی

دست آوردهای جدید شاخه های نوین علم اعصاب و روان، ارتباط مستقیم و لحظه ای بین جسم و روح و ذهن انسان را به خوبی اثبات می کند. حتی اگر علم هم این ارتباط را ثابت نمی کرد، وجود یک حس گر غیر قابل انکار در دل همه ی آدم ها به تنهایی بهترین گواه ربط داشتن چهره و اندام اشخاص با افکار و باطن آن هاست.
استادان باطنی از قدیم می گفتند اگر می خواهید بدانید فردی سالم و راست گو و قابل اعتماد است، کافی است به این حس گر درون دل تان اعتماد کنید و بدون قضاوت و پیش داوری فقط به چهره و حتی تصویر او خیره شوید. اگر در فضای زیر قفسه ی سینه و بالای ناف یعنی همان جایی که شبکه ی خورشیدی نام دارد حالت دل آشوبی و ناراحتی حس کردید و از دیدن چهره آن شخص خاص، حس و حال ناخوشی به شما دست داد، شک نکنید که آن شخص همان چیزی است که حس می کنید. یعنی موجودی ناخوشایند.

اما برعکس وقتی با نظر انداختن در چهره ی کسی آرامش یافتید و بدون این که با آن شخص هم نشین باشید احساس کردید که می توانید به او اعتماد کنید، تردید نداشته باشید که دل تان درست گواهی می دهد. البته همه ی این ها به شرطی است که در حالت بدون پیش داوری اولیه و ذهن خالی از قضاوت قرار داشته باشید که معمولا" کم نصیب انسان می شود.
نسل جدید شیفته ی زیبایی و زیباتر جلوه کردن است. باید هم این گونه باشد. در فرهنگ ما این جمله معروف است که خدا زیباست و زیبایی را هم دوست دارد. اما نکته این جاست که منظور از این زیبایی فقط زیبایی جسمی نیست و زیبایی اصلی متعلق به فکر و ذهن و روح است که نقش اصلی را در زیبانمایی و اثرگذاری چهره و ظاهر اشخاص به عهده دارد.

متأسفانه خیلی ها از این نکته ی ظریف غافلند و بی اعتنا به آن، تمام تلاش شبانه روزی خود را صرف زیباسازی جسم مادی خود می کنند. آنها بهترین و زیباترین لباس ها را برای خود می خرند؛ از مرغوب ترین مواد و لوازم بهداشتی و آرایشی استفاده می کنند و خلاصه به هر شیوه ای تلاش می کنند تا همان چیزی را که هستند به زیباترین و بهترین شکل نمایش دهند. اما همین افراد در کمال حیرت متوجه می شوند که در قیاس با معمولی ترین آدم ها جذابیت زیادی ندارند و انسان ها از بودن با آن ها احساس آرامش و شادی نمی کنند و اگر اجبار جایگاه برتر و زور و قدرت و پول بیش تر آن ها نباشد اکثر اطرافیان شان سعی می کنند به بهانه ای خود را از آن ها خلاص کنند و فاصله بگیرند. برعکس آن ها خیلی از آدم های معمولی با وجود سادگی و معمولی بودن، فوق العاده آرام بخش و دوست داشتنی اند و هر جا که هستند اطرافیان سعی می کنند به شکلی سر صحبت را با آن ها باز کنند و تقریبا" تمام افراد چه خوب و چه بد، برای دوستی با ایشان سر و دست می شکنند.
تفاوت جذابیت آدم ها نه در زیبایی جسم مادی آن ها بلکه در زیبایی باطن و فکر و روان آرام آن هاست. هرچه شخص فرهیخته تر و خردمندتر و خوش فکرتر باشد، نگاه و رفتار و حرکات و سکناتش دل نشین تر و جذاب تر است.
در حقیقت تفاوت جذابیت آدم ها نه در زیبایی جسم مادی آن ها بلکه در زیبایی باطن و فکر و روان آرام آن هاست. هرچه شخص فرهیخته تر و خردمندتر و خوش فکرتر باشد، صرف نظر از این که شکل و فرم و استخوان بندی چهره و اندامش چه باشد، نگاه و رفتار و حرکات و سکناتش دل نشین تر و جذاب تر است. اگر درخت از ریشه اش آب می خورد چهره و رنگ رخسار انسان هم از باطن و ضمیر او خبر می دهد. وقتی فرد دائما" افکار منفی و ناخوشایند را به ذهن خود راه می دهد، جسم او بلافاصله شروع به هم شکلی با این افکار می کند و بلافاصله چشمان و نگاه و حرکات عضلات سر و صورت و اندام فرد این افکار را به شکلی کاملا" مشخص و محسوس نمایان می سازد.

 اگر به چهره ی آدم های فریب کار و متقلب و به اصطلاح بدجنس دقت کنید به راحتی می توانید این انعکاس سریع و بی واسطه باطن و درون این اشخاص را در آیینه ی جسم شان مشاهده کنید. نیازی به سند و مدرک هم نیست. فقط کافی است به زبان جسم و بدن او دقت کنید. خواهید دید که آن ها بی آنکه حتی یک کلمه حرف بزنند در حال لو دادن افکارشان هستند.
برعکس کسی که ظاهر و باطنش یکی است و صداقت و درست اندیشی مرام اوست، وقتی به انسان نگاه می کند، صافی و پاکدامنی اش به راحتی در دل انسان راه می یابد و پاکیزگی روح و ذهنش بلافاصله در نگاه و چهره اش منعکس می شود و همه ی آدم ها حتی همان اشخاص بداندیش نیز به صداقت و راست کرداری آن ها گواهی می دهند. برای زیبا شدن موازی زیباسازی جسم باید مواظب فکر و ذهن و روح مان هم باشیم و اجازه ندهیم که افکار نازیبا و ناخوش حتی لحظه ای به ذهن مان راه یابند.

 شاید به ظاهر چنین به نظر برسد که چاردیواری ذهن ما خصوصی و متعلق به خودمان است، اما باید بدانیم که واقعیت چیز دیگری است و ارتباطی نامرئی بین جسم و ذهن برقرار است که بلافاصله انعکاس افکار را در بدن ما و به خصوص چهره ی ما ظاهر می سازد. به همین خاطر اگر می خواهید در تمام طول شبانه روز و عمر خود زیبا و دوست داشتنی و دل نشین باشید، اکیدا" توصیه می کنیم به شدت مواظب افکار خود باشید. چرا که همیشه "رنگ رخساره خبر می دهد از سر ضمیر" و آن زیبایی که خدا بیش تر دوست می دارد زیبایی باطن و درونی است.

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 23:2 توسط رضا| |

شاد زیستن و احساس خوشبختی به معنای حقیقی آن از نیازهای فطری انسان است . همه انسان ها در گستره حیات دوست دارند همواره از دغدغه های روانی و ناامنی های ذهنی از بیشترین آرامش درون برخوردار بوده و همواره دلی آرام و قلبی استوار داشته باشند . در این حالت است که انسان ها احساس شادی و شادکامی می کنند . 

 مثبت اندیشی ، مهم ترین اصل در کاهش اضطراب و میل به آرامش است . مثبت اندیشی یک هنر ارزشمند زندگی برای پیشگیری از گمانزنی های عجولانه و غیر منطقی و روش موثری برای درمان نگرانی ها و پریشانی هاست

در حقیقت همه انسان ها فطرتا نیاز دارند در تعاملات بین فردی از معاشران خود انرزی مثبت و پویا دریافت نمایید . همه کوچک ترها و بزرگ ترها دوست دارند همواره با نگاه مثبت به آن ها نگریسته شود و با کلام مثبت با آن ها سخن گفته شود چرا که به طور کلی انسان ها دوست دارند شخصیت شان مورد تایید و تکریم واقع شده و همه نزدیکان و معاشران ابعاد مثبت و قابل تایید در رفتار و شخصیت آن ها را مورد توجه و تاکید قرار دهند .

 به عبارت دیگر هیچ کس دوست ندارد که تمامی یا بخشی از شخصیتش تکذیب و نقد منفی گرایانه شود .

 انسان مثبت اندیش خواسته یا ناخواسته موثر ترین گام را در تامین بهداشت روانی خود و دیگران بر می دارد ، چرا که با اندیشه والا و گل واژه های آرام بخش خلاهای عاطفی خود را ترمیم می نماید و همواره به دور از زبان آزارگری ، در اعتلای عزت نفس و تقویت احساس خود ارزشمندی دیگران تلاش می کند .

 انسان رشد یافته ، دل آرام و مثبت اندیش نیک میداند ، که کلیه انسان ها اعم از کودک و بزرگ سال در تمام گستره جهان ، بر اساس فطرت الهی ، محبت پذیر ، اخم گریز ، تشویق طلب ، تنبیه ستیز ، تکریم پذیر ، دوستدار ترغیب ، گریزان از تهدید ، در طلب تایید و نگران از تکذ یبند .

 انسان های شاکر همواره قدردان زحمات و محبت دیگران بوده ، به دور از کبر و خودمحوری ، سپاس و تشکر خود را تقدیم می نمایند . به طوری کلی انسان هایی که شاکله شخصیت آن ها به زبان تشکر و قدرشناسی مزین است . از تواضع و خشوع بیشتری برخودارند . همسرانی که همواره در پی هر بهانه کوچکی از زحمات و الطاف یکدیگر تشکر و قدردانی می کنند ، فرزندانی متواضع ، تمکین پذیر و با محبت پرورش می دهند .

 انسان های شاد و خوشبخت انسان های دل ارامی هستند که از اشتباهات و خطاهای دیگران به راحتی می گذرند و هرگز گینه ای به دل نمی گیرند ، چرا که دل پر کینه نمی تواند کعبه طواف باشد

دل پر کینه صاحبش را دچار جمود فکری و پریشانی روانی می نماید ، دل پرکینه مولد سلاح های مخرب ویرانگری می شود که تاروپود آن از عقده های روانی است .

انسان های رشد یافته و دل آرام که وجودشون بستر شگفتن و خلاقیت است همواره در موقعیت های مختلف وضع موجود را می بینند و به وضعیت مطلوب و مطلوب تر می اندیشند .

مطلوب اندیشی در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی ، انسان را از ایستایی و حصار روانی رها نموده و پویایی شخصیت را به ارمغان می آورد که این پویایی موجب احساس شادی و رضایتمندی افراد می شود .

 انسان های متعالی همواره دوست دارند به دور از دلبستگی های نامعقول و عادت زدگی منفعلانه برای رسیدن به شرایط زندگی مطلوب در جهت رشد و شکوفایی خود و اعتلای وضعیت موجود گام بردارند . انسان های مطلوب اندیش سی می کنند با مطلوب اندیشی روابط فی مابین را با گل واژه های محبت و نوازش عاطفی و روانی اعتلا بخشند .

از دیگر اصول مطلوب انسان های خوشبخت ، امیدواری و امید بخشی و امید آفرینی است

 انسان های رشد یافته و خوشبخت بی تکلفی و ساده زیستی را سرلوحه زندگی خود قرار می دهند . تکلف همواره ناامنی درونی و حصار روانی به همراه دارد .

 بهره مندی از صداقت دل و صراحت بیان موجب احساس شادمانی و خوشبختی انسان های رشد یافته می شود . انسان های صادق اجازه نمی دهند ذره ای از آفت نفاق و دو رنگی و دروغ و بی صداقتی در وجودشان بارور شود .

 دروغ و نفاق ویرانگر ایمان و افت آرامش و شادی درون است . از همین رو انسان های صادق همیشه و در همه حال با چهره ای گشاده و با سرمایه ای از صفا و صمیمیت ، با صداقت و صراحت سخن می گویند و الحق که سخن ایشان بهتر به دل می نشیند . زیرا از سویدای دل و از بستر صداقت برمی خیزد انسان های دل آرام در موقعیت های مختلف بدون ریا و تزویر و هر گونه مصلحت اندیشی شخصی و خودمحورانه با همه صداقت و صراحت آنچه که حق است را بر زبان جاری می کنند .

 انسان های خوشبخت و آرامشگر همواره با عفو و گذشت اجازه نمی دهند دل های پاکشان ذره ای به آفت نفاق و کینه و حسد آلوده شود و از کم لطفی ها و خطاها و قصور دیگران بالاخص اعضای خانواده و نزدیکان و همکاران می گذرد و به توهین ها و اهانت ها و بدرفتاری های انسان های رشد نیافته و جاهل بها نمی دهد .

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:19 توسط رضا| |

 

افلاطون گفته روح دایره است

من دایره های روحم را کشف کردم

5 دایره دور روحم کشیدم

و خودم را مرکز این دایره ها قرار دادم

مگر نمی خواستم خودم را کشف کنم؟؟؟

پس مرکز آن دایره ها خودم بودم

 

در دایره اول نام افردی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من میدهند

و در دایره  پنجم  که دورترین دایره به مرکز بود

نام کسانی که از دنیای من فاصله دارند و بیش ترین کشمکش را با آن ها دارم

همه ی ما دلمون می خواد

که احساسی خوب در مورد خودمون داشته باشیم

 و گاهی اوقات نداریم

گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان به تاثیری که دیگران روی

 ما می گذارند بستگی دارد

اونایی که در دایره آخر هستند سعی می کنند

 اعتماد به نفس ما رو از بین ببرن

 

نمی توانی کسی رو مجبور کنی که دوستت داشته باشد

گاهی حضور در کنار افراد نا مناسب باعث می شود

 حتی در مقایسه با تنهایی خودت بیشتر احساس تنهایی کنی

در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول

ممکن است باعث  شود راهت را گم کنی

 یا شاید باعث شود وجودت که تو را ((تو )) می کند از دست بدهی

گاه سال ها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی

به همین دلیل بسیار مهم است

افرادی را در اطراف خودت داشته باشی که دوستت بدارند

 حتی گاهی بیش تر از آن چه که

 خودت میتوانی خودت را دوست داشته باشی

در مواجه با افراد از خودت بپرس

این فرد چه حسی در من ایجاد می کند ..

در کنار او می توانم خودم باشم؟

بااو می توانم رو راست باشم؟

میتوانم به او هر چه می خواهم بگویم؟

در کنار او احساس راحتی می کنم؟

وقتی او وارد اتاق می شود چه حسی به من دست می دهد؟

و وقتی می رود چه حالی می شوم ؟

وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او رو راستم؟

آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا این که به خودم ببالم؟

========================== 

فلسفه وجود اون 5 دایره ای که گفتم شناخت است .. نه پیش داوری

پس با خودت رو راست باش

با افرادی که در نظر تو بد خلق اند مدارا کن

خودت را مقید نکن که چون به صرف این که با کسی در سر کار هر

 روز اوقاتی را می گذرانی

باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی

=========================

در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری

حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی

ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود

از خودت بپرس

در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم

آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند

با این افراد قدرتمندی .......

ارزش ها ی مشترک با آنها داری

 دوستانی خارق العاده

 =========================

دایره دوم جای کسانی هست که به رشد معنوی تو کمک می کنند

مربیان ..آموزگاران

 و شاید هم افرادی که برای تنها وقت گذرانی خوبند

بیرون رفتن و خندیدن

چیزی به تو اضافه نمی کنند

.ولی در عین حال هم باعث نمی شوند

که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی

 =========================

دایره سوم همکارانت و اقوامت  هستند

و شاید هم آدمهای خنثی کسانی که نقش بسیار کوچکی

 در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند

و تاثیر آن ها نیز تنها همان چند ساعتی هست که با آنها هستی

هیچ زمانی در غیر ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمیکنی

به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند

افراد این دایره در محدوده کار و وظایف شان  با تو هستند و لاغیر

 =============================

دایره چهارم  سر آغاز عزم راسخ توست

آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند

افراد این جا لزوما با خود واقعی تو مرتبط نیستد

حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که دو را دور با آن در ارتباطی

افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند ..

در کنار آنها نمی توانی راحت باشی

و وقتی آن ها را می بینی آشفته و پریشان می شوی

===================== 

دایره آخر جای دورترین افراد است

جای آدم هایی است که به تو لطمه زده اند ..تحقیرت کرده اند

کسانی که هیشه به تو انرژی منفی می دهند و

 احساسات زجر آوری را با آنها تجربه میکنی .

*****************

خوب اکنون که جایگاه هر کس را تعیین کردی 

اجازه نده کسانی که در دایره های آخر جای دارند

 مستقیما روح و روان تو را هدف قرار دهند

نگذار کسي اولويت زندگی تو باشه  

وقتي تو فقط يک انتخاب در زندگي اوني...

يک رابطه بهترين حالتش وقتيه دو طرف در تعادل باشن.

هيچوقت شخصيت خودت رو براي کسي تشريح نکن

چون کسي که تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره،

و کسي که ازت بدش بياد باور نمي کنه.

وقتي دائم ميگي گرفتارم، هيچ وقت آزاد نميشي.  

 وقتي دائم ميگي وقت ندارم، هيچوقت زمان پيدا نمي کني

 وقتي دائم ميگي فردا انجامش ميدي،

اونوقت فرداي تو هيچ وقت نمياد.

وقتي صبح از خواب بيدار ميشيم، ما دوتا انتخاب داريم.

برگرديم بخوابيم و رويا ببينيم،

 يا بيدار شيم و روياهامون رو دنبال کنيم.  

انتخاب با خودته...

 ما کسايي که به فکرمون هستن رو  نگران می کنیم... به گريه مي اندازيم.

و گريه مي کنيم براي کسايي که حتی لحظه ای به فکر ما  نيستن.

 اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره.

اگه اين رو بفهميم،

 هيچوقت براي تغيير دير نيست

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:10 توسط رضا| |

امروزه‌ بسياري‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگري‌ فرزندان‌ خود شكايت‌ دارند. آن‌ها تمايل‌ دارند كه‌ علت‌ اين‌ رفتارها را بدانند و راه‌هاي‌ پيشگيري‌ و اصلاح‌ رفتار را در اين‌ زمينه‌ به‌ كار گيرند.

پرخاشگري‌ يك‌ نوع‌ رفتاري‌ است‌ كه‌ از خشم‌ و عصبانيت‌ نشئت‌ مي‌گيرد. اين‌ رفتار را مي‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسيم‌بندي‌ كرد
- پرخاشگري‌ خصمانه؛ رفتاري‌ است‌ كه‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزاررساندن‌ به‌ ديگري‌ يا ديگران‌ ابراز مي‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزاررساندن‌ است. براي‌ مثال، كودكي‌ كودك‌ ديگر را مي‌زند و يا در مدارس‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ زنگ‌هاي‌ تفريح، كودكان‌ در حياط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ كتك‌كاري‌ مي‌پردازند
- پرخاشگري‌ وسيله‌اي؛ رفتاري‌ است‌ كه‌ فرد به‌ وسيله‌ آن‌ خواستار به‌دست‌آوردن‌ هدفي‌ ديگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ ديگران‌ يا اذيت‌ كردن‌ آن‌ها را ندارد. البته‌ در اين‌ ميان‌ ممكن‌ است‌ لطمه‌اي‌ نيز به‌ كسي‌ وارد شود. براي‌ مثال، كودكي‌ بزهكار كيف‌ خانمي‌ را مي‌ربايد تا به‌ اين‌ وسيله‌ مورد تشويق‌ و تاييد گروه‌ همسالان‌ قرار گيرد.
ممكن‌ است‌ پرخاشگري‌ جنبه‌ انتقام‌گيري‌ نيز داشته‌ باشد. يعني‌ كودكي‌ كه‌ مورد اذيت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز كند، اكنون‌ با پرخاشگري‌ به‌ كاهش‌ اضطراب‌ خود مي‌پردازد. در اين‌ جا پرخاشگري‌ وسيله‌اي‌ است‌ كه‌ كودك‌ با توسل‌ به‌ آن‌ مي‌خواهد به‌ هدف‌ خود يعني‌ كاهش‌ اضطراب‌ دست‌ يابد
جهت‌ پرخاشگري‌ ممكن‌ است‌ به‌ يكي‌ از اين‌ دو صورت‌ باشد
الف) پرخاشگري‌ دروني‌
ب) پرخاشگري‌ بيروني‌
چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگري‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، كودك‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود مي‌افكند و دچار خشم‌ فروخورده‌ مي‌شود. پيامد چنين‌ عملي‌ مي‌تواند افسردگي‌ نيز باشد. كودكان‌ افسرده‌ در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصباني‌ هستند. خشم‌ دروني‌ عصبانيت‌ و نارضايتي‌ از خود را به‌ وجود مي‌آورد
خشم‌ بيروني؛ كودك‌ ممكن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهايي‌ از قبيل‌ فريادكشيدن، پا به‌ زمين‌ كوبيدن‌ يا پرتاب‌كردن‌ اشيا بروز دهد
يكي‌ از دلايل‌ بسيار مهم‌ پرخاشگري‌ در كودكان‌ يادگيري‌ است. يعني‌ كودكاني‌ كه‌ الگوهاي‌ رفتاري‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌اند، همانند الگوهاي‌ خود رفتار مي‌كنند. چنانچه‌ پدر يا مادري‌ خلق‌وخويي‌ عصباني‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نيز پرخاشگر خواهد شد. اين‌ رفتار توسط‌ كودك‌ ياد گرفته‌ مي‌شود. از آن‌ جا كه‌ كودكان‌ با والدين‌ همانندسازي‌ مي‌كنند، بنابراين‌ بسياري‌ از رفتارهاي‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فراگرفته‌ مي‌شود. توضيح‌ اين‌ كه‌ فرايند همانندسازي‌ كاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ مي‌پذيرد
نكته‌ ديگر اين‌ كه‌ حتماً لازم‌ نيست‌ والدين‌ با خودِ كودك‌ پرخاشگري‌ كرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهاي‌ خشونت‌بار پدر و مادر با افراد ديگر نيز باشد، اين‌ گونه‌ رفتار را فرامي‌گيرد. بنابراين‌ كودكان‌ از طريق‌ مشاهده، رفتارهاي‌ والدين‌ را مي‌آموزند

 كودكان‌ با چشمان‌ خود مي‌آموزند؛ يعني‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ مي‌كنند، ياد مي‌گيرند؛ حتي‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقيم‌ در مورد خود آن‌ها صورت‌ نگيرد
ناكامي‌ يكي‌ از مسائلي‌ است‌ كه‌ به‌ پرخاشگري‌ مي‌انجامد. وقتي‌ كودك‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نيابد و ناكام‌ شود، يكي‌ از رفتارهايي‌ كه‌ از او سر مي‌زند پرخاشگري‌ است

كودكان‌ مضطرب‌ نمي‌توانند كودكان‌ آرامي‌ باشند. آن‌ها رفتارهايي‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز مي‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشيمان‌ مي‌شوند و از والدين‌ خود عذرخواهي‌ مي‌كنند. اگر از كودك‌ مضطرب‌ بپرسيم‌ كه‌ چرا پرخاش‌ مي‌كني‌ و عصباني‌ هستي؛ خواهد گفت‌ نمي‌دانم.؛ يا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نيست
پس‌ چنانچه‌ كودكي‌ بلافاصله‌ بعد از عصبانيت‌ و پرخاشگري‌ پشيمان‌ شد و عذرخواهي‌ كرد، علت‌ پرخاشگري‌ او اضطراب‌ است. براي‌ ازبين‌بردن‌ خشم‌ كودك‌ بايستي‌ اضطراب‌ و نگراني‌ وي‌ را شناسايي‌ كنيم‌ و در رفع‌ آن‌ بكوشيم

گاهي‌ كودكان‌ در دوگانگي‌ و تضادهاي‌ دروني‌ قرار مي‌گيرند. يا بهتر بگوييم، گاهي‌ بر سر دوراهي‌هايي‌ گير مي‌كنند و نمي‌دانند كدام‌ راه‌ را انتخاب‌ كنند؛ و اين‌ حالت‌ آن‌ها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ مي‌كند. براي‌ مثال‌ كودكي‌ كه‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفي‌ وقتي‌ مي‌بيند تمام‌ كودكان‌ به‌ مدرسه‌ مي‌روند، همزمان‌ تمايل‌ به‌ مدرسه‌رفتن‌ نيز دارد، دچار دوگانگي‌ مي‌شود
به‌ كودكان‌ خود كمك‌ كنيم‌ كه‌ در دوراهي‌هاي‌ زندگي، مدتي‌ طولاني‌ قرار نگيرند. آن‌ها بايستي‌ به‌سرعت‌ و بادقت‌ درست‌ترين‌ كار را انجام‌ دهند

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 10:51 توسط رضا| |

تحقيقات پژوهشگران دانشگاه ولشكاير نشان داده، زناني كه زندگي مشترك خوبي دارند از همسران خود خوشحال‌تر و سالم‌تر هستند. در واقع كيفيت زندگي اين زنان از كيفيت زندگي همسران آن‌ها بالاتر ارزيابي مي‌شود. برخي روان‌شناسان معتقدند، در يك رابطه عاشقانه نيازهاي روحي زنان بيشتر از مردان پاسخ مي‌گيرد .

علاوه بر این چون زنان بيشتر از مردان از احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن لذت مي‌برند و احساس شادي آن‌ها از اين موضوع تاثير بيشتري در وضعيت خلق‌وخو و كيفيت زندگي آن‌ها دارد.

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 12:30 توسط رضا| |

سعادت‌ زن‌ به‌ مجد و شرف‌، كرم‌ و بردباري‌ مرد نيست‌، بلكه‌ به‌ عشق‌ و محبتي‌ است‌ كه‌ روح‌ زن‌ را به‌ روح‌ مرد پيوند مي‌زند و عواطف‌ زن‌ را در قلب‌ مرد مي‌ريزد و زن‌ و مرد را همچون‌ عضو واحدي‌ در كالبد زندگي‌ قرار مي‌دهد.

نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 12:22 توسط رضا| |

یکی از مشکلات شایع در بین مردم از سن کودکی تا بزرگسالی کمرویی و خجالتی بودن است .در هر جامعه‌ای درصد قابل توجهی از كودكان، نوجوانان و بزرگسالان، بدون آنكه تمایل داشته باشند، ناخواسته خودشان‌را در حصاری از كم رویی محبوس و زندانی می‌ بینند  و در نتیجه نمی‌توانند با دیگران رابطه صمیمی برقرار نمایند یا اگر هم با برخی افراد رابطه برقرار كنند رابطه‌شان بسیار محدود بوده و نمی‌توانند خودمانی شوند

افراد کمرو از اعتماد به نفس و عزت نفس کافی برخوردار نیستند.آنها خود را از دیگران پایینتر و ناتوانتر میبینند.افراد کمرو و خجالتی از قدرت ابراز وجود پایینی برخوردار هستند و در بیان احساسات و افکار خود با مشکلات جدی روبرو میشوند.افراد کمرو بیش از سایرین احساس گناه غیر موجه دارند، یعنی در جایی که نباید احساس گناه کنند ،احساس گناه میکنند.آنها در نه گفتن به دیگران شدیدا مشکل دارند و همین عامل باعث میشود که از سوی دیگران به سمت کارهای نادرست و ضد اجتماعی سوق داده شوند.

كمرویی و خجالتی بودن یك پدیدة پیچیده روانی ـ اجتماعی  و زیستی است. كمرویی یك صفت یا از جمله ویژگی‌ها و صفات ارثی- رفتاری است كه البته بیشتر متأثر از روابط نادرست بین فردی و سازش نایافتگی‌های اجتماعی در مراحل اولیه رشد، در خانه و مدرسه  ریشه میگیرد.محیط خانواده و تجارب اولیه كودك به خصوص در سنین دبستانی و سال‌های آغازین مدرسه، اصلی‌ترین نقش را در شكل‌گیری شخصیت كودك دارد،در این دوران الگوهای رفتاری بزرگسالان به ویژه والدین، میزان ارتباط عاطفی آنان با فرزندان، بیشترین تأثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا پدیدآیی اضطراب و كمرویی می‌تواند داشته باشد. معمولا افراد کمرو دارای والدین کمرو و فاقد عزت نفس مطلوب هستند. لذا آنها نیز آموخته اند که کمرو باشند.در ضمن کمرویی یک صفت ارثی نیز به حساب می آید و تحقیقات روانشناسان در بعد بیولوژی رفتار ،برای مثال پژوهشهای آیزنک و بعد از او افرادی مثل کاگان و باس و پالمین این موضوع را تایید کرده اند .

روش‌های درمان كمرویی و خجالتی بودن

۱ -  تقویت خودپنداری مثبت و خودباوری؛ یعنی سعی كنید نگرش و دید مثبت نسبت به خود داشته باشید. جنبه‌های مثبت خود را بیشتر در نظر بگیرید. اگر فكر می‌كنید كه در روابط اجتماعی و صمیمی شدن با دیگران ناتوان هستید، مطمئناً در قبال آن نقاط قوّتی نیز دارید، فهرستی از نقاط قوت خود تهیه نمایید و همیشه به دفعات به آنها توجه كرده و آرام‌آرام سعی در تقویت آن داشته باشید. 
۲ -  واژه‌ها و جملات منفی ؛ نظیر «من فرد ناتوانی هستم»، «نمی‌توانم با دیگران رابطه صمیمی برقرار كنم» و... را هرگز بر زبان نیاورید. بعد از این سعی كنید این جملات را تكرار كنید. «من می‌توانم فرد موّفقی باشم»، «من می‌توانم دوستان خوبی داشته باشم و رابطه صمیمانه با آنها برقرار كنم. این جملات را دایم تكرار كنید، حتی در مواقعی كه در جمع دوستان هستید. این جملات در ذهن خود مرور كنید.
۳ - همیشه و به خصوص در مواقعی كه در جمع دوستان هستید؛ تبسمی بر لب داشته باشید! لبخند زدن و متبسم بودن باعث آرامش درونی و بهبود روابط اجتماعی شما می‌شود. 
 ۴ - سعی كنید در برقراری ارتباط با دیگران ابتكار عمل را به دست بگیرید. هنگامی كه در جمع دوستان هستید، سؤالی بپرسید، نظر خود را راجع به موضوعی ابراز نمایید، احوال آنها را جویا شوید و... 
 ۵ -  كوشش كنید كه بیش از حدّ گرفتار آداب و رسوم و تعارف و تكلّف نباشید و این البته به تمرین‌های اولیه نیازمند است. قدم ابتدائی را بردارید. آداب و رسومی كه به روشنی بی‌محتوا بوده و دست و پاگیر هستند را كنار بگذارید و آرام‌آرام به سراغ بقیه این نوع آداب بروید. بسیار راحت و ساده و بی‌تكلیف با دیگران ارتباط برقرار كنید. از كلمات و جملات ویژه كه از گفتن آنها احساس خجالت می‌كنید، جداً پرهیز كنید.
۶ - اگر در برخوردهای مستقیم و رو در رو با دیگران احساس خجالت می‌كنید و نمی‌توانید نظرات خود را به خوبی بیان كنید، با دوستان‌تان تلفنی صحبت كنید. 
۷ - سعی كنید همیشه ظاهر ساده و آراسته داشته، در سلام كردن به دیگران پیشقدم باشید. با افراد غریبه در مغازه، اتوبوس، كتابخانه، پارك و... صحبت كنید. و شما خود در برقراری ارتباط و شروع صحبت با دیگران، با رعایت ادب و كلمات و رفتار مطلوب اجتماعی پیشگام باشید.
۸ - با اشخاص مختلف، اعم از كوچك و بزرگسال وقت ملاقات بگذارید، سعی كنید برای هر ملاقات چیزی برای گفتن یا نشان داشته باشید. مثلاً می‌توانید برای این كار كتاب و مجله‌ای جدیدی را بخوانید و اطلاعات خودتان را بیشتر كنید. در امور سیاسی و اقتصادی جامعه، معلومات بیشتری كسب كنید، خاطرات و تجارب جالب خود را مرور كنید و برای بازگویی آنها در جمع دوستان‌تان آمادگی داشته باشید. در این صورت هم دوستان تازه‌ای پیدا می‌كنید و هم احساس خجالت و كمرویی شما از بین می‌رود. 
 ۹ - همیشه با مقدمه‌ای كوتاه و جالب صحبت خویش را آغاز كنید، و ارتباط چشمی‌تان را حین سخن گفتن به‌طور كاملاً واقعی با دوستان خود، حفظ كنید. 

  ۱۰ - به هنگام گوش دادن به سخنان طرف مقابل، سعی كنید همواره شنوندة فعالی باشید و با دقت كامل به صحبت‌های وی گوش دهید. به هنگام لزوم سؤالاتی مطرح كنید، و دربارة دیدگاه‌های گوینده اظهار نظر كنید و توضیح بیشتری بخواهید.

 ...................................................................................................

 کتاب شخصیت دکتر دارابی  برای مطالعه بیشتر

نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 11:35 توسط رضا| |

بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگــار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
..............

بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است

.

نوروز مبارک

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 19:57 توسط رضا| |

شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار می دهد بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در جهت هر چه بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوریکه انرژی مثبتی که از یک فرد شاد انتقال می یابد اثرات معجزه آسایی دارد که نگو و نپرس :

افراد شاد، بهتر از دیگران كار می‌كنند:
- افراد شاد، حامل پیام‌ها و رفتارهای شادی‌بخش هستند و در محیط كار، روابط خوبی با همكاران دارند در نتیجه:
- در كار گروهی، همكاری بهتری خواهند داشت.
- اگر مدیر باشند، روابط خوبی با كاركنان دارند.
- اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضی‌تر خواهند بود.
- اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیش‌تری خواهند داشت.

افراد شاد، خلاق‌ترند:
اگر افراد در یك روز كاری، دارای خلق‌وخوی شادی باشند، به احتمال زیاد نسبت به روزهای دیگر، خلاق‌تر هستند. از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشوده‌ ذهن بوده و تفكر خلاق دارند.


افراد شاد، به‌جای آن‌كه مرتب شكایت كنند مشكلات را حل می‌كنند:
وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر كپه‌ی خاك به‌نظر یك كوه می‌آید. دشوار است بتوانید هر مشكلی را بدون زحمت و تلاش و فقط با نق‌زدن حل‌كنید. شادبودن موجب می‌شود که به مشكلات، از جنبه‌های مختلف بنگرید.

افراد شاد، انرژی بیش‌تری دارند:
افراد شاد، از انرژی بیش‌تری برخوردارند بنابراین بهتر می‌توانند از عهده‌ی كارها برآیند.


افراد شاد، خوش‌بین‌ترند:
افراد شاد، مثبت‌اندیش‌تر و دارای چشم‌انداز مثبتی هستند. دكتر "مارتین سیلگمن" خوش‌بینی را روشی برای موفقیت و بهره‌وری بیش‌تر می‌داند.

افراد شاد، باانگیزه‌ترند:
انگیزه‌ی كم به‌معنی بهره‌وری پایین است. یكی از روش‌های مطمئن افزایش انگیزش در افراد، تقویت روحیه‌ی شادابی در آنان است.

 

افراد شاد، كم‌تر بیمار می‌شوند:
اگر شغل‌تان را دوست نداشته باشید، احتمال این‌كه به بیماری‌هایی مانند دیابت، فشارخون، سردرد، زخم معده، دیسك كمر و... مبتلا شوید، زیاد است. افراد غمگین، بیش‌تر مستعد استرس‌ها و افسردگی‌های شغلی هستند. نتایج مطالعه‌ای كه در زمینه‌ی تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از دوهزارنفر از پرستاران در "آمریكا" صورت‌گرفت، نشان‌می‌دهد پرستارانی كه شغل خود را دوست ‌ندارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سایر بیماری‌ها هستند و سلامت جسمی و درمانی آنان، بیش‌تر از كم‌‌تحركی و سیگاركشیدن، در معرض خطر می‌باشد.

افراد شاد، آموزش‌پذیرترند:
وقتی شاد و در كمال آرامش هستید، ذهن‌تان برای یادگیری مطالب جدید، آماده‌تر است؛ درنتیجه بهره‌وری افزایش می‌یابد.

 

افراد شاد، كم‌تر نگران خطاكردن هستند؛ در نتیجه كم‌تر مرتكب خطا می‌شوند:
وقتی در محیط كار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، كم‌تر شما را دچار هراس می‌كند؛ به خودتان مسلط می‌شوید و از این خطا پند می‌آموزید و به كارتان ادامه می‌دهید، به دیگران نمی‌گویید: "دست و پایم را گم‌كرده‌ام، كار را شما ادامه دهید"؛ بلكه استوار و محكم مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی كرده و آن را جبران می‌كنید. این نگرش همراه با آرامش، بدین معنی‌ست كه احتمال بروز خطا را كم كرده‌اید.

افراد شاد، بهتر تصمیم می‌گیرند:
روش‌های كاری افراد غمگین، حادثه‌ساز است چون تمركز حواس كافی ندارند، در چارچوب اهداف سازمان فعالیت نمی‌كنند و این‌كه آنی تصمیم‌بگیرند، زیاد است؛ برعكس افراد شاد، تصمیمات بهتر و منطقی‌تری می‌گیرند و در كارشان همیشه اولویت‌بندی وجود دارد.

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 17:16 توسط رضا| |

خشم یکی از هیجان های پیچیده انسان است . خشم می تواند طیفی از یک احساس رنجش خفیف تا احساس خشمی شدید ، تهاجمی ، مرگبار و جنایی را در بر گیرد . خشم واکنشی از روی عصبیت و خصومت که بر اثر ناکامی ، آسیب ، تحقیر ، تهدید ،  بی عدالتی و ظلم واقعی و یا ذهنی برانگیخته می شود .

خشم احساسی است که به صورت جسمانی و هیجانی ابراز می شود ، خشم واکنشی طبیعی نسبت به شرایطی است که فرد دچار ناکامی و تعارض می شود . مهم این نیست که آیا گاهی اوقات عصبانی می شویم یا نه ؟ مهم آن است که برخورد و مقابله ما با آن چگونه خواهد بود ؟

آیا به خود اجازه می دهیم خشم و عصبانیت ما را به سوی تهاجم و خشونت سوق دهد ؟

آیا این احساسات را در خود مدیریت می کنیم تا سخت تر بکوشیده ، شجاع تر و بهتر عمل کنیم ؟

آیا به خود اجازه می دهیم عصبانیت مان را روی هم انباشته و بر سر هر کس که سر راهمان قرار می گیرد خالی کنیم ؟ یا آن که این احساسات و انرژی را به طور موثر هدایت می کنیم ؟

نکته مهم آن است که صرفا به این دلیل که عصبانیت و خشم امری  طبیعی است نباید آن را خوب تلقی کرد و یا در مقابل آن تسلیم شد .

رفتارهای پرخاشگرانه به دو طبقه کلی تقسیم می شوند .

رفتار های پرخشگرانه واکنشی  ؟ به خشم یا پاسخی تلافی جویانه نسبت به یک عامل تحریک آمیز واقعی یا ذهنی اطلاق می شود . این نوع رفتارهای خشونت آمیز ، بیشتر تکانشی هستند . یعنی افراد بدون توجه به هدف و پیامد رفتارشان ، خشم خود را ابراز می دارند .

رفتارهای پرخاشگرانه کنش گرا یا ابزاری ؟ معمولا بدون دلیل بوده و هدف گراست فردی که دست به پرخاشگری کنش گرا می زند در حال برون ریزی این باور است که خشونت روشی کارآمد و قابل قبول برای دستیابی به برخی اهداف است . برای چنین فردی ، پرخاشگری شیوه ای مجاز ، موجه و یا ضروری در جهت رسیدن به هدف تلقی می شود .

چه افرادی بیشتر در معرض خشم قرار دارند ؟

افرادی که نیاز به کنترل دیگران دارند و تسلط به آنها را دارند .

افرادی که از اشتباه کردن و خطا می ترسند .

افراد کمال گرا .

افرادی که در برابر عقاید ، باورها ، اطلاعات نو و جدید مقاومت می کنند .

افرادی که نیاز زیادی به پذیرش و تایید دارند .

افرادی که عزت نفس و اعتماد پایینی دارند .

افرادی که تحمل ناکامی و یا به تاخیر افتادن خواسته های خود را ندارند .

نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 16:29 توسط رضا| |

Design By : Night Melody